فوری
صنعت فولاد ایران که پس از انقلاب، دوره طلایی رشد شتابان و توسعه خیرهکننده را تجربه کرده است، بهطور مشخص از آغاز دهه ۱۴۰۰ شمسی و محدودیتهای شدید برق در تابستان سال ۱۴۰۰، با تهدیدهایی وجودی (Existential Threats) روبرو شده است که در ۲ دهه آغازین قرن پانزدهم شمسی، موجودیت این صنعت را نشانه گرفتهاند. برای نجات صنعت فولاد کشور، ضرورتاً باید با برنامهریزی متمرکز و سرمایهگذاری هدفمند و بهموقع، این تهدیدات بهصورت پایدار رفع و تبدیل به فرصتها و بسترهایی برای توسعه پایدار این صنعت شوند. خوشبختانه در صورتی که این تهدیدات در سطح سیاستگذاری درک شود و در پاسخ به آنها فرماندهی واحد شکل بگیرد، زمان و منابع کافی برای رفع آنها و تبدیل آنها به فرصتهای پایدار و طولانیمدت وجود دارد.
توسعه صنعت فولاد ایران مبتنی بر دسترسی کافی و اقتصادی به دو عنصر ماده اولیه (سنگ آهن) و انرژی (خصوصاً گاز طبیعی) بوده که از منظر هر دو عنصر، با تهدید استراتژیک روبرو هستیم. در حوزه سنگ آهن، در هر دو بخش استخراج (تولید سنگ آهن برای بهرهبرداری حداکثری از ظرفیتهای نصبشده فولادسازی) و اکتشاف (نگرانی از اتمام ذخایر سنگ آهن کشور در دهههای آتی در صورت عدم اکتشاف منابع جدید) با چالش مواجهایم. در صورتی که فرماندهی واحد برای راهبری کلان صنعت فولاد کشور شکل بگیرد و پهنهها و معادن محبوس به شرکتهای ذیصلاح واگذار شود، تهدیدات این حوزه رفع و به بستری برای افزایش پایدار تولید سنگ آهن در کشور و توسعه کمّی و کیفی صنعت فولاد تبدیل خواهد شد.
تهدید انرژی برای صنعت فولاد ایران (در مقایسه با تهدید دسترسی پایدار به سنگ آهن)، پیچیدهتر و چندلایهتر است و فوریتِ پدیدار شدن تبعات آن نیز بیشتر است. پیچیدگی این تهدید در آن است که باید در دو سطح تولید برق و گاز پاسخ بگیرد و عقبماندگی در تولید هر یک از این منابع انرژی، سرمایهگذاری صورتگرفته در دیگری را عقیم و ابتر میسازد. شرکتهای فولادی و صنایع معدنی کشور، از جمله فولاد خوزستان، برای رفع چالش برق با سرمایهگذاری سنگین، ۱۸ نیروگاه را وارد مرحله ساخت کردهاند که از این محل حداقل ۱۰ هزار مگاوات تا پایان سال ۱۴۰۴ وارد مدار میشود. گرچه در تابستان امسال نیز محدودیتهای برق خسارات بزرگی به تولید فولاد کشور وارد کرد، اما با ورود صنایع به تولید برق، در سالیان آتی یکی از بالهای بحران انرژی با صرف هزینهای سنگین به فرصت تبدیل میشود.
اما بحران انرژی، بال دیگری نیز دارد که از قضا مهمتر از بال تولید برق است. صنعت فولاد ایران اساساً یک صنعت گازپایه است. از ظرفیت تولید فولاد ایران که در پایان سال ۱۴۰۱، ۴۴.۶ میلیون تن بوده، تنها کمتر از ۱۲ درصد سهم روش کوره بلند است، این در حالی است که در مجموع، ۷۱ درصد تولید فولاد جهان به روش کوره بلند و با استفاده از زغالسنگ صورت میگیرد. در واقع، بهرهبرداری از بیش از ۸۸ درصد ظرفیت نصبشده فولاد کشور، ارتباط مستقیم به دسترسی پایدار واحدهای احیاء مستقیم به گاز طبیعی دارد. این تنها بخشی از ماجرا است چراکه در ایران، نیروگاههای حرارتی ۸۴ درصد ظرفیت نیروگاهی و ۹۴ درصد تولید برق کشور را به خود اختصاص دادهاند و سهم گاز از سوخت نیروگاههای حرارتی نیز بیش از ۸۰ درصد است. بنابراین، در صورتی که دسترسی کافی و پایدار به گاز تضمین نشود، هم سرمایهگذاریهای فولادیها در بخش نیروگاهی و هم اصل تولید فولاد در کشور به مخاطره خواهد افتاد.
۷۰ درصد گاز کشور را میدان پارس جنوبی تأمین میکند؛ میدانی که توسعه آن، همچون توسعه صنعت فولاد کشور، دستاورد دوران پس از انقلاب است. نگرانی که در این بخش وجود دارد، افت طبیعی فشار گاز در میدان پارس جنوبی در سالیان آتی است. مجموعه وزارت نفت به هیچوجه نباید اجازه دهد که کشور در این حوزه غافلگیر شده و بهصورت طولانیمدت با کمبود گاز مواجه شود. طرحهای فشارافزایی میدان گازی پارس جنوبی از اهمیتی حیاتی برخوردارند و با فرماندهی واحد و متمرکز، این تهدید باید یکبار و برای همیشه رفع شود. شاید لازم باشد در دوره چندسالهای که وقت خواهد برد تا با سرمایهگذاری هدفمند و جذب تکنولوژی این تهدید رفع میشود، گزینه ذخیرهسازی گاز نیز در کشور فعال گردد. بهینهسازی مصرف گاز در بخش خانگی نیز اهمیتی حیاتی و نیاز به سرمایهگذاری دارد، چون بدون مصرف بهینه در این بخش، هر میزانی از تولید جدید گاز ممکن است به جای برطرف کردن مشکلات صنایع، اتلاف شود. در پایان باید تأکید کرد که مشکلات موجود همه راهحل دارند و اگر دیدی کُلنگرانه، منسجم و راهبردی در فضای سیاستگذاری شکل بگیرد، تهدیدها به فرصتهایی برای توسعه پایدار در آینده تبدیل خواهند شد.
نویسنده: محسن احمدی سردبیر پترومتالز
*این مطلب سرمقاله ویژهنامه آنلاین پترومتالز به مناسبت سمپوزیوم فولاد ۱۴۰۲ است.
لینک کوتاه:
https://enfnews.com/?p=12945