enfnews logo

فوری

اشتراک گذاری

تامین ۳۵ درصد نیاز آبی فولاد سنگان از مسیر آب پایدار

به گزارش پترومتالز، پروژه آب پایدار فولاد سنگان با انتقال سالانه ۸.۵ میلیون مترمکعب آب، می‌تواند حدود ۳۵ درصد از نیاز آبی فعلی این مجموعه را تأمین کند؛ طرحی که علاوه بر تقویت پایداری تولید، گامی مهم در مسیر بهره‌وری مصرف آب، توسعه پایدار و کاهش ریسک ناشی از کمبود منابع آبی به شمار می‌رود. حسین ربیع‌زاد، مدیر پروژه انتقال آب شرکت صنایع فولاد سنگان، در گفت‌وگویی از جزئیات این پروژه، آثار آن بر تولید و بهره‌وری، سناریوهای پشتیبان برای تضمین پایداری خط انتقال، توجیه اقتصادی پروژه و جایگاه آن در سبد بلندمدت تأمین آب فولاد سنگان می‌گوید.

مشروح این گفت‌وگو را در ادامه بخوانید.

۱- با راه اندازی و اجرای طرح آب پایدار، چند درصد نیاز آبی و آینده فولاد سنگان خواهد شد؟

پروژه‌های آب پایدار فولاد سنگان را باید یکی از طرح‌های مهم زیرساختی شرکت در مسیر تضمین تولید و توسعه پایدار دانست. این پروژه با سالانه حدود 8.5 میلیون مترمکعب آب، در شرایط فعلی می‌تواند حدود 35 درصد از نیاز سالانه فولاد سنگان را پوشش دهد.

اهمیت این پروژه صرفاً در میزان آب انتقالی به کارخانه ها خلاصه نمی‌شود. آنچه برای مجموعه صنعتی با ظرفیت و برنامه‌های توسعه‌ای مثل فولاد سنگان وجود دارد، دسترسی به یک منبع آب پایدار، قابل اتکا و قابل برنامه ریزی است. تأمین مطمئن آب به این معناست که شرکت می‌تواند برای حفظ و افزایش توان تولید با توجه به تأمین آب مورد نیاز برنامه‌ریزی کند.

از سوی دیگر، باید توجه داشت که مجموعه فولاد سنگان یک مجموعه در حال توسعه است و نیاز آبی آن در سال‌های آینده با توجه به راه اندازی پروژه ها و رشد تولید، افزایش خواهد یافت. به همین دلیل، تمرکز فولاد سنگان در حوزه آب، تنوع بخشی به منابع و ایجاد یک سبد پایدار آب است. در کنار استفاده از پساب و منابع موجود، پروژه‌های بلندمدت‌تری به عنوان انتقال آب از دریای عمان نیز باید دنبال شوند تا نیاز آبی شرکت با افق توسعه آن ادامه یابد.

۲- با سالانه ۸.۵ میلیون مترمکعب پساب، بعد از دریافت و انتقال، این پروژه چه تاثیری بر روند تولید و افزایش بهره‌وری خواهد داشت؟

مهمترین اثر این پروژه، افزایش پایداری تولید است که می‌تواند مستقیماً بر برنامه تولید، بهره‌برداری و حتی استمرار فعالیت‌های واحدهای تولیدی و در نهایت سودآوری اثرگذار باشد. هنگامی که بخشی از آب مورد نیاز شرکت از طریق یک منبع پایدار و قابل اطمینان اتکا می شود، توقف یا کاهش ناشی از کمبود منابع آب کاهش پیدا می کند. بنابراین می‌توان با اطمینان از قابلیت‌های موجود استفاده کرد و برنامه‌های تولید و توسعه خود را دقیق‌تر برنامه ریزی کرد.

از منظر بهره‌وری می‌توان از پساب استفاده بهینه کرد. در این مدل، بخشی از آب مورد نیاز از طریق بازچرخانی و استفاده از منابع آبی پساب شهری تامین خواهد شد. بنابراین، این پروژه را باید فراتر از یک طرح انتقال آب دید که برای حرکت به سمت بهره برداری بیشتر، مصرف بهینه آب، و در مسیر توسعه پایدار منطقه ای است.

۳- برای پروژه پایداری در برابر قطعی برق، خرابی تجهیزات، کاهش ورودی یا حادثه در خط انتقال چه سناریوی پشتیبانی در نظر گرفته شده است؟

برای پایداری پروژه نباید صرفاً به ظرفیت طراحی اکتفا کرد؛ باید برای ریسک‌های اصلی سناریوی پشتیبان تعریف شود. در مورد قطعی برق، برق اضطراری و اولویت‌بندی تجهیزات حیاتی مهم است تا در صورت بروز مشکل، بخش‌های حساس پروژه به فعالیت خود ادامه دهند و بنابراین پیش‌بینی برق اضطراری و اولویت‌بندی تجهیزات حیاتی، اهمیت دارد.  در حوزه خرابی تجهیزات نیز استفاده از تجهیزات برای نقاط حساس، تجهیزات رزرو و اجرای برنامه‌های منظم نگهداری و تعمیرات پیش‌گیرانه و پیش‌بینی‌ها و همچنین داشتن برنامه برای تعمیرات ضروری است. از سوی دیگر، در خصوص خطر یا شکستگی در خط انتقال، امکان ایزوله‌کردن بخش‌های مختلف خط، استفاده از شیرآلات کنترلی، پیش‌بینی مخازن ذخیره شده و در صورت امکان مسیرهای جایگزین از جمله‌های مهم برای کاهش خطر وجود دارد. در کنار همه این موارد، موضوع مهم دیگر، تعریف KPIهای مشخص برای پایش عملکرد و شاخص‌های واکنش و واکنش به حادثه است. به عبارت دیگر، پروژه پایداری باید به صورت مستمر اندازه گیری و مدیریت شود، نه اینکه صرفاً در زمان وقوع حادثه درباره آن تصمیم گیری شود.

۴- هزینه تمام شده هر مترمکعب آب، در مقایسه با سایر منابع آبی چه توجیه اقتصادی دارد؟

برای اعلام رقم دقیق هزینه تمام‌شده هر مترمکعب آب، باید یک محاسبه جامع اقتصادی انجام شود. هزینه‌های تمام شده صرفاً از تقسیم سرمایه اولیه بر حجم آب پرداختی به دست نمی‌آید، بلکه مجموعه‌ای از عوامل سرمایه‌گذاری اولیه یا CAPEX، هزینه‌های بهره‌برداری و نگهداری یا OPEX، مصرف انرژی، تعمیرات، تجهیزات استهلاک، هزینه‌های مالی و هزینه‌های مرتبط با انتقال و دریافت، محاسبه می‌شوند.  بنابراین، برای ارائه یک عدد دقیق و قابل استناد، باید کل دوره بهره برداری پروژه و هزینه های مستقیم و غیرمستقیم آن در نظر گرفته شود. اما در مورد ارزیابی اقتصادی این پروژه، یک موضوع بسیار مهم وجود دارد و آن، ارزش اقتصادی پایداری آب به دلیل کاهش توقفات تولید بسیار بهینه و سودآور است، لذ ارزش بسیار بیشتری برای مجموعه ایجاد خواهد کرد.

۵- با وجود اجرای این پروژه، چرا فولاد سنگان به گزینه‌هایی مانند انتقال آب دریای عمان نیاز دارد و این پروژه در سبد بلندمدت در آب شرکت چه جایگاهی دارد؟

اساساً هدف پروژه تامین آب پایدار از پساب، رفع کل نیاز آبی شرکت نیست. این پروژه تابع یک راهبرد جامع و چندمنبعی برای تامین آب است. فولاد سنگان با توجه به ظرفیت‌های تولیدی موجود و طرح‌های توسعه‌ای که در دستور کار قرار دارند، در سال‌های آینده به منابع بیشتری نیاز دارند. بنابراین، یک منبع نمی تواند پاسخگوی تمام نیازهای آبی مجموعه در افق بلندمدت باشد.

درست در چنین شرایطی، ایجاد یک سبد مختلف از منابع آب است؛ به این معنا که بخشی از نیاز به روش بازچرخانی و بخشی با استفاده از پساب کارخانه، بخشی از منابع موجود و منابع پایدار داخلی و در افق بلندمدت نیز از طریق‌هایی مانند انتقال آب از دریای عمان می‌شود. مزیت این تنوع آن است که وابستگی به یک منبع خاص کاهش پیدا کند و در مقابل، تاب‌آوری و امنیت آبی مجموعه افزایش می‌یابد.  پروژه‌هایی در کوتاه‌مدت و میان‌مدت نقش مهمی در تامین آب پایدار دارد و در کنار پروژه‌های بزرگ‌تر، مسیر دستیابی فولاد سنگان به امنیت آبی در افق بلندمدت را تکمیل می‌کند.

۶- مهم‌ترین اندوخته مدیریتی از اجرای این پروژه‌ برای آینده فولاد سنگان چه بود؟

در پروژه‌های این‌چنینی، مهم‌ترین ریسک‌ها معمولاً در بخش‌های بین‌سازمانی، مسیر خطوط انتقال، تأمین تجهیزات، مجوزها و هماهنگی بین بخش‌های مختلف پروژه ایجاد می‌شوند. درس اصلی این است که قبل از شروع عملیات اجرایی باید مسیر، مجوزها، تأمین تجهیزات Long Lead، نقاط تحویل و Interface بین پیمانکاران به‌طور کامل شناسایی شود. همچنین برای ریسک‌های بحرانی باید Contingency زمانی و مالی در برنامه پروژه لحاظ شود و تغییرات از ابتدا با Change Control مدیریت شوند به طور کلی و جامع می توان گفت مهم‌ترین درس پروژه برای ما این است که در پروژه‌های زیرساختی، مدیریت Interfaceها به اندازه مدیریت فعالیت‌های اجرایی اهمیت دارد. اگر ذی‌نفعان، مجوزها، مسیر انتقال، تأمین تجهیزات و نقاط تحویل از ابتدا یکپارچه مدیریت نشوند، حتی با عملکرد مناسب هم پروژه دچار تأخیر و افزایش هزینه خواهد شد.

Print Friendly

لینک کوتاه:

https://enfnews.com/?p=71811

بر چسب ها

مقالات مرتبط

تبادل نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *